شعري از قيصر امين پور..اول مهر
باز هم اول مهر آمده بود و معلم آرام اسم ها را می خواند. اصغر پورحسین ! پاسخ آمد: حاضر. قاسم هاشمیان ! پاسخ آمد: حاضر. اکبر لیلا زاد ... پاسخش را کسی از جمع نداد. بار دیگر هم خواند: اکبر لیلازاد! پاسخش را کسی از جمع نداد همه ساکت بودیم جای او اینجا بود اینک اما، تنها یک سبد لاله ی سرخ در کنار ما بود لحظه ای بود، معلم سبد گل را دید شانه هایش لرزید همه ساکت بودیم ...
نویسنده :
محمد رضا
13:00


